وضع ایران و ایرانی در روزگار 53 ساله حکومت پهلوی، آمار سال های آخر چه می گویند؟

به گزارش وبلاگ ایران 90، 53 سال زمان کمی نیست برای یک مملکت؛ دوران جدیدی که رضاخان بنیان نهاد و پسرش ادامه داد. بالاخره این دوران باید کارنامه ای داشته باشد و قابل قضاوت باشد. ببینید وضعمان چه ریختی بوده در آن دوران.

وضع ایران و ایرانی در روزگار 53 ساله حکومت پهلوی، آمار سال های آخر چه می گویند؟

به گزارش گروه دیگر رسانه های وبلاگ ایران 90، رضاخان که نوسازی ایران را آغاز کرد، از همان ابتدا بنا را بر تقلید نا بجا و اقدامات نمایشی گذاشت و راه را اشتباه رفت؛ این را همان موقع افرادی بودند که گفتند اشتباه است، ولی شاه شیفته غرب نفهمید چه می گویند. بعدها پسرش هم راه پدر را ادامه داد و افراد خیلی بیشتری بودند که گفتند اشتباه است ولی شاه که هیچ کسی جز خودش را قبول نداشت، نپذیرفت که نپذیرفت که نپذیرفت.

آخر کار را هم که همه می دانند؛ بیرونش کردند از این مملکت. حالا باید دید 53 سال که پهلوی ها حرف خودشان را با زور پیش بردند و مدام دم از پیشرفت و اصلاحات و مدرن سازی زدند، در نهایت چه خدماتی کردند به ایران و چه شد کارنامه شان در حوزه شاخص های توسعه و پیشرفت مالی و اجتماعی و فرهنگی و رفاهی.

در ادامه فقط یک نگاهی بیندازیم به این کارنامه که یکی داستان است پُر آب چشم.

شرایط معیشت

براساس آمار بانک جهانی 46 درصد جمعیت ایران در سال 1356 زیر خط فقر زندگی می کردند و این یعنی 16 میلیون نفر. از جمعیت فقرای ایران در دهه 50 شمسی نیز حدود 4 میلیون نفر(12 درصد کل جمعیت) زیر خط گرسنگی بوده اند؛ یعنی سوء تغذیه شدید. به استناد یک تحقیق در دانشگاه آکسفورد: از مجموع 30 میلیون و 700 هزار نفر جمعیت ایران در سال 1351 مصرف کالری 16 میلیون نفر کمتر از حداقل احتیاج بود و 4 میلیون نفر دچار سوءتغذیه شدید بوده اند.

نرخ بی سوادی

طبق آمارها، درصد بی سوادی در ایران در سال 1355 معادل 52 درصد بوده است و نرخ بی سوادی در روستاها حدود 70 درصد. بر اساس آمارهای جهانی ایران در آن روزها از نظر پیشرفت سوادآموزی جزو کشورهای ناکارآمد و ضعیف بود و حتی پایین تر از چین و کوبای آن روزگار قرار می گرفت. نرخ بی سوادی دختران و زنان بالای 6 سال نیز به 65 درصد می رسید. یعنی فقط یک سوم دختران و زنان ایران سواد داشتند و البته اغلبشان مدرک ابتدایی یا سیکل داشتند.

شرایط مسکن

طبق اطلاعات سرشماری سراسری نفوس در سال 1355 از جمعیت 33 میلیون و 700 هزار نفری ایران بیش از یک میلیون و 70 هزار نفر در خانه های کپری زندگی می کردند و از 6 میلیون و 700 هزار خانوار ایرانی حدود یک میلیون و 900 هزار خانوار در خانه هایی با یک اتاق زندگی می کردند. یعنی حدود یک سوم مردم در خانه های یک اتاقی یا اقامتگاه های کاملا نامناسب سکونت داشتند. با این شرح که خانه یک اتاقی به معنای آپارتمان یک خوابه نیست، بلکه منظور خانه ای است که فقط و فقط یک اتاق برای زندگی دارد.

شرایط آب رسانی

طبق آمارهای مرتبط با سرشماری سال 1355 حدود 78 درصد مناطق روستایی و 10 درصد مناطق شهری ایران فاقد آب لوله کشی بوده اند و آب مصرفی را به وسیله چاه، قنات، چشمه، رودخانه و... تأمین می نموده اند.

شرایط برق رسانی

طبق آمار دوره پهلوی در دهه 50 شمسی 10 درصد شهرهای ایران و 86 درصد روستاهای ایران برق نداشتند!

توزیع انرژی

در سال 1352 فراوری روزانه نفت ایران به 6 میلیون بشکه رسید که 90 درصد آن صادر می شد. در مقابل 40 درصد از جمعیت روستایی ایران به نفت دسترسی نداشتند و در خانه هایشان هیزم می سوزاندند.

بهداشت و درمانی روستایی

طبق آمارها در سال 1357 فقط 1500 مرکز بهداشتی و درمانی برای بیش از 90 هزار روستای ایران وجود داشت.

شرایط بودجه بندی

بنا به اسناد بودجه ای دوره پهلوی دوم، سهم بخش بهداشت در بودجه سال 1355 حدود 1 درصد و سهم عمران شهری کمتر از یک درصد بود. در مقابل سهم بخش نظامی و خرید تسلیحات خارجی از کل بودجه در کمال شگفتی به 30 درصد می رسید.

فراوری بخش کشاورزی

در دهه 50 شمسی 47 درصد کشاورزان ایران در نتیجه اصلاحات ارضی و کوچک شدن اراضی، هیچ نوع کشت و زرعی نداشتند و همین موضوع یکی از دلایل اصلی افزایش مهاجرت به شهرهای عظیم و شکل گیری حلبی آبادها در اطراف تهران بوده است.

صادرات غیرنفتی

بنا به آمارهای مالی دوره پهلوی، صادرات غیرنفتی ایران در سال 1356 شمسی در کمال تعجب فقط 2 درصد کل صادرت ایران بود؛ باقی صادرات نفتی بود.

امکانات بیمارستانی

در سال های پایانی دوره پهلوی دوم در ایران 550 مرکز درمانی با حدود 56 هزار تخت وجود داشت. یعنی به ازای هر هزار نفر حدود یک و نیم تخت. همان موقع در ترکیه، الجزایر و مصر این رقم بیش از 2 بود و در کشورهای متوسط اروپای شرقی حدود 7 بود. دسترسی بیماران به دارو نیز محدود بود و برای مثال در سال 1356 روزنامه اطلاعات در گزارشی درباره مسائل دارو در استان یزد اطلاع داد که: شهر 70 هزار نفری اردکان حتی یک داروخانه ندارد!

سرانه تعداد پزشک

در سال 1357 کل پزشکان ایران حدود 14 هزار نفر بودند و حدود نیمی از آنان نیز ملیت پاکستانی، بنگلادشی، فیلیپینی یا هندی داشتند و در شهرهای دورافتاده ایران طبابت می کردند. این یعنی به ازای هر 10 هزار نفر معادل 4 پزشک. با حالا مقایسه کنید که باز هم پزشک کم داریم و به ازای هر 10 هزار نفر 15 پزشک داریم.

فراوری تجهیزات پزشکی و دارو

در سال 1357 حدود 50 شرکت تجهیزات پزشکی فقط 3 درصد احتیاج کشور را تأمین می کردند. با حالا مقایسه کنید که 500 شرکت بیش از 80 درصد احتیاج کشور را تأمین می نمایند. در دهه 50 شمسی 70 درصد داروها نیز وارداتی بود؛ حالا 3 درصد داروها.

فارس به مناسبت چهل و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، مطالب دیگری هم دارد که می توانید با کلیک روی کلیدواژه فجر 42 آن را در صفحات مختلف دنبال کنید.

منبع: خبرگزاری دانشجو

به "وضع ایران و ایرانی در روزگار 53 ساله حکومت پهلوی، آمار سال های آخر چه می گویند؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "وضع ایران و ایرانی در روزگار 53 ساله حکومت پهلوی، آمار سال های آخر چه می گویند؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید